سِلما یه دونه ما
یه دختر سفید کپل مپل
504
تاريخ : شنبه 28 / 10 / 1392 | نویسنده : مامان و بابا

دی ماه 92دی ماه 92دی ماه 92دی ماه 92دی ماه 92دی ماه 92دی ماه 92دی ماه 92دی ماه 92دی ماه 92دی ماه 92دی ماه 92دی ماه 92امسال کیش خیلی سرد شده سلما هیچ وقت اینقدر لباس نمی پوشید وقتی کیش بودیم ولی امسال مادر جون همش  در حال بافتن کلاه و شال گردن و دامن و ساق برای سلما هستش البته بیشتر دنبال قرتی بازین تا گرم شدن




بازدید : 211 مرتبه | موضوع :
503
تاريخ : يکشنبه 8 / 10 / 1392 | نویسنده : مامان و بابا

شب یلداشب یلداشب یلداشب یلداننه سرما بقیه گروه نمایش اون طرف مشغول عکس انداختن هستنشب یلداشب یلدابعد از نمایش اومدن محوطه بیرون برای بازی و مسابقه شب یلدااینم خونه مادر جون دوباره سعید پسر عمم با تانیا زن عموم و امیر پسر عموم اومدن البته برای ضبط یه تبلیغ جدید اومدن امیر تو تبلیغ سافتلن و نامی نو و.... چند تا تبلیغ دیگه هستش با مامانش و سعید البته تولد سعید واشکان داداش زن دایی مهتاب هم بودشب یلداشب یلداسلما حاضر نشد کنار میز عکس بندازه منم مجبور شدم کلک بزنم و این عکس و انداختمشب یلدا




بازدید : 219 مرتبه | موضوع :
500
تاريخ : يکشنبه 8 / 10 / 1392 | نویسنده : مامان و بابا

عشق مامان عشق مامان عشق مامان عشق مامان دایی سعید پسر عمه مامان مریم و دایی مجید دایی خود سلما . روز 14 آذر وقتی رفته بود فرودگاه که سارا دوستم برسونم بابام زنگ زد وگفت مهمون داره میاد بازم برامون همون روز دو تا عمه هام با مادر بزرگم اومدن وای خدا روشکر امسال چقدر مهمون داشتیم محرم هم تنها خاله عزیزم و دخترش کوچکش پیشمون بودن قبل از اون هم پسر عموم و باز قبل تر آیدا دختر خالم که دوباره محرم اومد الان هم هنوز مادر بزرگم هست. این جا هم کلبه هور این دوتا تبل برای اینکه برای درست کردن آتیش کمک نکنن تنی به آب زدن بقیه هم که گشنه دیگه




بازدید : 165 مرتبه | موضوع :
502
تاريخ : يکشنبه 8 / 10 / 1392 | نویسنده : مامان و بابا

پیک نیکپیک نیک پیک نیک جمعه برای ناهار رفتیم کلبه هور اینقدر باد بود که نتونستیم بمونیم رفتیم ده ننه باغو اون جا باد کمتر بود من خیلی کم پیش اومده دریا رو اینقدر طوفانی ببینم




بازدید : 147 مرتبه | موضوع :
501
تاريخ : يکشنبه 8 / 10 / 1392 | نویسنده : مامان و بابا

تولد بهترین مامان دنیاتولد مامان عزیزم که چون بی حجاب بود نتونستم عکساشو بذارم ترسیدم وبلاگ و مسدود کنن برا همین عکس این دو تا وروجک وگذاشتم




بازدید : 196 مرتبه | موضوع :
499
تاريخ : يکشنبه 8 / 10 / 1392 | نویسنده : مامان و بابا

قرتی خانمقرتی خانمقرتی خانمقرتی خانمسلما و خاله سارا دوست مامان مریم که از تهران اومده بود چند روزی پیشمون بود خیلی خوش گذشت بهمون




بازدید : 349 مرتبه | موضوع :
498
تاريخ : پنجشنبه 7 / 9 / 1392 | نویسنده : مامان و بابا

دختر بلادختر بلادختر بلادختر بلادختر بلادختر بلادختر بلادختر بلابعد از کلاس هم پدر جون بردمون به یکی از کشتی های تفریحی ولی بابا متاسفانه نتونست بیاد خیلی خوش گذشت ولی اگه بابایی بود بهتر میشددختر بلادایی و زن داییدختر بلادختر بلا




بازدید : 277 مرتبه | موضوع :
497
تاريخ : پنجشنبه 7 / 9 / 1392 | نویسنده : مامان و بابا

پیک نیکپیک نیکپیک نیکاز شدت بارون پشت سر سلما یه دریاچه درست شده بود که کلی مرغ دریایی همیشه تو اون محوطه جمع میشن بعد با هم پرواز میکنن خیلی قشنگه ولی معمولا وقتی هوا تاریک میشه میان منم موفق نمیشم ازشون عکس بگیرم وقتی میان بالا سرت آسمون سفید میشه خیلی قشنگه واقعا یه حس خوبی به آدم میده البته الان جایگاهشون پر آب شده ولی بازم میان اونجا با هم میشینن و یهو پرواز میکننپیک نیکاینم خانواده 3 نفره ما




بازدید : 156 مرتبه | موضوع :
496
تاريخ : پنجشنبه 30 / 8 / 1392 | نویسنده : مامان و بابا

محرم 92اولین آرایشگاه سلمااولین آرایشگاه سلمااولین آرایشگاه سلمااولین آرایشگاه سلمااولین آرایشگاه سلمامحرم 92محرم92محرم92




بازدید : 184 مرتبه | موضوع :
495
تاريخ : پنجشنبه 30 / 8 / 1392 | نویسنده : مامان و بابا

اولین آرایشگاه سلمااولین آرایشگاه سلمااولین آرایشگاه سلمااولین آرایشگاه سلمااولین آرایشگاه سلمااولین آرایشگاه سلمااز وقتی که به دنیا اومده بود به جز جلوی موهاش دیگهموهاشو کوتاه نکرده بودیم موهاش تا کمرش رسیده بود ولی خیلی بی جون بود موهای نوزادیش بود البته یه بار بردیمش مصری کوتاه کرد بعد دوباره بردیم کاملا خوردش کردیم نه به این که تو این مدت موهاشو کوتاه نکردیم نه به این که دو بار دوبار کوتاه میکنیم چشمک




بازدید : 217 مرتبه | موضوع :
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 50 صفحه بعد