دخترم امروز از دور ببعی یا رو ناز میکنه
دخترم از عزاداری برگشته
شب که بر گشتیم خونه ساعت 2:30 بود میخواستم ساعتش و در بیارم میگفت در نیار تیپم خراب میشه چون من به مادر جون گفته بودم لباس مشکی میپوشه باید ساعت مشکی بندازه شنیده بود یادش مونده بود امان از دست این بچه ها(البته ما مامانا هم خودمون بدمون نمیادا) ...
نویسنده :
مامان و بابا
3:34
امسال سومین ساله که دخترم عزادار امام حسینه
دیشب بابای سلما یه چیزی برام تعریف کرد از تعجب شاخ در آوردم البته از این سلما هیچ چیز بعید نیست دیشب بد از تمام شدن هیئت سلما رفت قسمت مردونه پیش باباش اونجا باباش سلما رو میبره پیش حاج آقا سخنران و مداح هیئت چون سلما رو خیلی دوست داره از پارسال سلما رو یادش بود حاج آقا به بابای سلما میگه که سلما رو وقتی تو مسیر میومده دیده سلما هم بهش سلام کرده و دستمال گردنشو نشونش داده سلما اون موقع کنار من نبود با هانیه رفته بود دسته رو نگاه کنه امان از دست این دختر قرتی دیدین تعجبم بی دلیل نبود ...
نویسنده :
مامان و بابا
3:31
دختر چادری
دخترم تکلیف ما رو روشن کن کدوم تیپتو قبول کنیم؟ این چادر رو زن دایی مامانش براش دوخته دستش درد نکنه واقعا ...
نویسنده :
مامان و بابا
3:17









