سلما دنبال مادر بزرگ تو کدو میگرده
دخترم اجازه گرفته که کدو رو ناز کنه(لاهیجان)
هر جا دایی و زن دایی عکس انداختن این خانم هم عکس انداخت
این جا جنگل های شمال داریم میریم سمت لاهیجان ...
نویسنده :
مامان و بابا
12:53
چوپان شدن هم عالمی داره
این یه تجربه جید برای سلما بود که خیلی لذت برد(سرعین)
دخترم با اجازه صاحب این زمین داره سیب زمینی جمع میکنه تا بندازه تو آتیش و بد نوش جون کنه
هر جا میره برای خودش یه دوست پیدا میکنه(سلما یعنی زن صلح طلب)
سلما به کمک دایی مجید کنارشون نشت و نازشون کرد(آستارا)
البته قبل از آستارا تو اردبیل وقتی ما داشتیم عسل میخردیم سلما با دایی و زن دایی با گربه خونگی دوست شده بودن من از تو مغازه نگاه میکردم داشتم از ترس سکته میکردم ظاهرا دایی مجید داره کمک میکنه سلما مثل مامانش از همه چی نترسه مخصوصا گربه البته عمو فرهاد با دوربینش عکس انداخته از تهران که برگشتن عکس و ازشون میگیرم و میذارم تو وب ...
نویسنده :
مامان و بابا
11:37












