آخرین آبتنی سلما تو سال 91
روزای آخر سال 91 سلما هم اومده دریا تا روزای آخر سال یه تنی به آب زده باشه ...
نویسنده :
مامان و بابا
18:45
سلما و امیر (امیر پسر عموی مامان مریم)
موها شو پر از شن کرده بود
این جا دیگه سلما کلا اعصابش تموم شده
بعد از این جا رفتیم بازار و بعدبا الهام جون علی شام گرفتیم رفتیم کشتی یونانی و بعد طبق معمول رفتیم کلبه درویش ...
نویسنده :
مامان و بابا
14:20
سلما میگه مامان تیپ زدم بریم بازار همه میگن وای چه دختر خوشگلی (خود شیفته)
91/12/16امروز داشتیم میرفتیم پدیده سلما نوشته پدیده رو روی نایلکس دید و گفت مامان این جا نوشته پدیده من قبلا بهش حتی یک بار هم نگفته بودم کلی ذوق کردم و خوشم اومد فکر کنم برای فلش کارت هایی که باهاش کار کردم یاد گرفته شکل کلمات رو حفظ کنه. این هفته کلا دختر همش در حال گردش بوده روز 3 شنبه هم بردیمش کلبه حور کلی خاک بازی کرد ولی دور بین یادم رفته بود با خودم ببرم ...
نویسنده :
مامان و بابا
14:12









