علی پسر وشقایق وروجک. سلما ازم میخواست صورت همه بچه ها رو نقاشی کنم
امروز 91/05/09 سلما بعد از 12 روز داره بر می گرده کیش پیش باباش کلی ذوق داره
سلما جون داره میره بازاراز قبل تهران رفتنمون بازار نرفته همه عمو و خاله ها دلتنگشن دیگه صداشون در او
والا با این قیافه ندیده بودیم نماز بخونن
اینم دختر کوچولوی ما آیلین جون.
سلما وهانیه دو تا شیطون بلا
این جا پارک ارم تهران. سلما از دیدن این همه شلوغی تعجب کرده
تهران که بودیم یه شب سلما رو بردم پارک ارم خییلی بهش خوش گذشت
سلماجون تمام بازیهایی که مناسب سنش بود دو بار سوار شد